Archive for نوامبر 2010

یارو میره داروخانه می گوید: آقا دیب داری؟

نوامبر 26, 2010

یارو زبونش می گرفته، می ره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟

کارمند داروخونه می گه: دیب دیگه چیه؟

یارو جواب می ده: دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.
کارمنده می گه: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟
یارو می گه: بابا دیب، دیب!
طرف می‌بینه نمی فهمه، می ره به رئیس داروخونه می گه.

اون میآد ‌می پرسه: چی می‌خوای عزیزم؟
یارو می گه: دیب!
رئیس می پرسه: دیب دیگه چیه؟
یارو می گه: بابا دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ‌ورش دیب داره.
رئیس داروخونه می گه: تو مطمئنی که اسمش دیبه؟
یارو می گه: آره بابا. خودم دائم مصرف دارم. شما نمی‌دونید دیب چیه؟
رئیس هم هر کاری می‌کنه، نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه…

یکی از کارمندای داروخونه میآد جلو و می گه: یکی از بچه‌های داروخونه مثل همین آقا
زبونش می‌گیره. فکر کنم بفهمه این چی می‌خواد. اما الان شیفتش نیست.
رئیس داروخونه که خیلی مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه، گفت: اشکال نداره. یکی بره
دنبالش، سریع برش داره بیارتش.
می‌رن اون کارمنده رو میارن. وقتی می رسه، از یارو می‌پرسه: چی می خوای؟

یارو می گه: دیب!
کارمنده می گه: دیب؟
یارو: آره.
کارمنه می گه: که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره؟
یارو: آره.
کارمند: داریم! چطور نفهمیدن تو چی می خوای؟!
همه خیلی خوشحال شدن که بالاخره فهمیدن یارو چی می خواد. کارمنده سریع می ره توی
انبار و دیب رو میذاره توی یه مشمع مشکی و میاره می ده به یارو و اونم می ره پی
کارش.
همه جمع می شن دور اون کارمند و با کنجکاوی می‌پرسن: چی می‌خواست این؟
کارمنده می گه: دیب!
می‌پرسن: دیب؟ دیب دیگه چیه؟
می گه: بابا همون که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره!
رئیس شاکی می شه و می گه: اینجوری فایده نداره. برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم
دیب چیه؟
کارمنده می گه: تموم شد. آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت!

 

سالروز تأسیس پ.ک.ک مبارک باد

نوامبر 24, 2010

شب گذشته‌ صدها نفر از اهالی منطقه‌»سور» آمد جهت گرامیداشت 32 مین سالگرد تأسیس حزب کارگران کردستان پ .ک .ک ،در مقابل مرکز شهروند آزاد تجمع کردند و این روز را جشن گرفتند.
کردستانیان با دردست داشتن پوسترهای رهبر ملت کرد عبدالله‌ اوجالان و برافراشتن پرچمهای پ .ک .ک ،شعارهایی در حمایت از اوجالان و پ .ک .ک می‌گفتند.
حاضرین تا پاسی از شب به‌ جشن و پایکوبی پرداختند. پس از آن جوانانی که‌ قصد داشتند راهپیمایی کنند مورد حمله ‌نیروهای پلیس قرار گرفتند و درگیری بین این نیروها و جوانان تا دو ساعت ادامه ‌داشت.
یکی از مراکز دیگری که مراسم بزرگداشت سالگرد تاسیس پ.ک.ک در آن برگزار گردید»دیرکای ماردین»بود.
صدها کردستانی با شرکت در این مراسم تاسیس پ.ک.ک را با هیجان فراوان جشن گرفتند. کردستانیان با افروختن آتش و برپائی مراسم رقص و آواز تاسیس پ.ک.ک را تبریک گفتند.
به همین منظور در شهر گور از توابع جولمیرگ نیز مراسم گرامیداشت سالروز تاسیس پ.ک.ک برپا گردید.
جوانان شهر گور با افروختن آتش و رقص و پایکوبی این روز را جشن گرفتند،جوانان شعارهایی در حمایت از پ.ک.ک و اوجالان سر می‌دادند، آنان همچنین خاطرنشان ساختند که در روزهای آتی نیز به این مراسمات ادامه خواهند داد.

سالروز کشتار و نسل کشی کردهای درسیم بدست رژیم نژادپرست ترکیه

نوامبر 16, 2010

حکومت ترکیه در روز 10 سپتامبر سال1937 طی تو‌طئه‌ای سید رضا را جهت مذاکره به شهر ارزنجان فرا خوانده‌ و سپس وی را در آنجا دستگیر کردند ،بر اساس برخی منابع روز 15 نوامبر و برخی منابع دیگر روز 17 نوامبر سال 1937 مسئولین وقت حکومت ترکیه سید رضا، فرزندش و 10 تن از همراهانش را در شهر العزیز به در آویختند.
به دنبال اعدام سید رضا و همراهانش نیروهای ترکیه به قتل عامی وسیع در درسیم دست زدند و دریای خون به راه انداختند.
دولت ترکیه در بهار سال 1937 تا بهار سال 1938 در درسیم و اطرفش بیش از 40 هزار کرد را به قتل رساند و صد‌ها هزار نفر را مجبور به ترک خانه وکاشانه شان کرد.
با گذشت 73 سال، کردستانیان با برگزاری مراسمهای مختلف، یاد و خاطره سید رضا و همرزمانش را گرامی میدارند. در همین چارچوب مراسم راهپیمایی از سوی جمعیت درسیم در شهر استانبول برگزار شد.
رئیس جمعیت درسیم در شهر استانبول در این مراسم طی سخنانی از نخست وزیر ترکیه و دیگر احزاب سیاسی خواست از رنج و ستمی که ‌بر خلق درسیم و جامعه علویان روا داشته شده است در جهت منافع خود استفاده نکنند بلکه در این رابطه دست به تقحقیات بزنند ،حاضران در مراسم شعارهایی در حمایت محکومیت نسل کشی 1938 ملت کرد در درسیم سر دادند.

آذربایجان هیچ ربطی به قوم ترک ندارد

نوامبر 16, 2010

آذربایجان یک نام باستانی است و یک کلمه پارسی است که ریشه در دین زرتشت دارد. در زمان مادها، آذربایجان را ماد کوچک می نامیدند[1]. در زمان سلوکیان و اشکانیان بخاطر سردار رشیدی بنام آتروپات که از این دیار برخواست،  آن را آتروپاتن نامیدند[5]. در زمان ساسانیان به علت آتشکده های بزرگ زرتشتی از جمله آتشکده آذرگشسب، آن سرزمین را  آذرآبادگان نامیدند[3,4]. آذر به معنای آتش است و آبادگان نیز پسوند مکان است که سرجمع «آذرآبادگان» به معنای مکان آتش است. در طول تاریخ کلمه آذرآبادگان تغییر جزئی یافت و به آذربایجان تبدیل شد. اولین ورود ترکان به منطقه آذربایجان به دوران سلجوقیان برمی گردد[6,7]. قبل از حمله ترکان سلجوقی، اقوام کرد و آذری (یکی دیگر از اقوام ایرانی که زبانی شبیه پارسی و کردی بود) در آذربایجان ساکن بودند[7]. آذریها در شرق دریاچه ارومیه ساکن بودند و کردها نیز در غرب دریاچه ارومیه ساکن بودند. با حمله ترکان سلجوقی و بعدش با حمله ترکان مغول قوم آذری کم کم در ترکان آسمیله شدند و به مرور زمان زبانشان از آذری به ترکی تبدیل گشت. اما کردها در مقابل تغییر زبان مقاومت کردند و تا به امروز هم که شده، ترکان نتوانستند زبان خود را به کردها غالب کنند. بنابراین قبل از آنکه پای حتی یک نفر ترک زبان نیز به آذربایجان باز شود، نام این دیار آذربایجان بود و نام آذربایجان هیچ ربطی به اقوام ندارد. آذربایجان بیانگر نام قومی نیست و قبل از آنکه ترکها در آن ساکن شوند و به آن مهاجرت کنند، کردها در آنجا ساکن بودند. به مرور زمان ترکها به غرب دریاچه ارومیه آمدند و در حقیقت ترکهای غرب دریاچه ارومیه، یعنی ترکهای آذربایجان غربی مهاجر هستند. کردها صاحبان اصلی کلیه سرزمین استان آذربایجان غربی هستند. البته کردها مهمان نواز هستند و مانند یک مهمان یا ترکان برخورد می کنند، اما هیچگاه خاک ملی خود را پیشکش نمی کنند.

متأسفانه شونیزم ترک قصد سوء استفاده از نام آذربایجان را دارد. سرزمین آران و شروان (بالای رود ارس) که امروزه جمهوری آذربایجان نامیده می شود، هیچگاه در طول تاریخ نامش آذربایجان نبوده است. همیشه از آن به مناطق آران و شروان و سرزمین قفقاز یاد شده است. در عهدنامه های گلستان و ترکمنچای نام این سرزمین آران و شروان (جمهوری آذربایحان کنونی)  و ارمنستان (کشور ارمنستان کنونی)  ذکر شده است. در سال 1917 میلادی برای اولین بار روسیه تزاری نام آذربایجان را برای این منطقه برگزید[8,9]. هدف روسیه از نامگذاری آران و شروان به آذربایجان به این خاطر بود که می دید ساکنان دو طرف رود ارس به ترکی صحبت می کنند و با نام گذاری آران و شروان به آذربایجان سعی در تحرکات قومی پایین رود ارس داشت و می خواست به این بهانه کل آذربایجان را از دست ایران درآورد. نام جعلی که در سال 1917 میلادی بر آران و شروان گذاشته شود، امروز بهانه دست پانترکها داده است و فکر می کنند سند ششدانگ سرزمین آذربایجان به نام ترکها زده شده است. ترکها فقط یک قوم مهاجر و مهاجم به این سرزمین بوده اند و نام آذربایجان ربطی به ترک و قوم ترک ندارد و ساکنین اصلی و بومی این سرزمین نیز ترک نبوده اند.

رفرنسها:

1- کتاب تاریخ ایران باستان نوشته دکتر میترا مهرآبادی صفحات 316 تا 362

2- محسنی، محمد رضا 1389: پان ترکیسم، ایران و آذربایجان، انتشارات سمرقند، ص 127

3- تاریخ کامل ایران باستان نوشته دکتر میترا مهرآبادی، فصل دهم، ساسانیان

4- مشکور، محمدجواد، نظری به تاریخ آذربایجان، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، انتشارات کهکشان، چاپ دوم ۱۳۷۵، گنجینهٔ ایران

5- تاریخ کامل ایران باستان، نوشته دکتر میترا مهرآبادی، صفحه 639 و 607

6- م. چامچیان، تاریخ ارمنیان، کتاب۳، ونیز۱۷۸۶

7- نظری به تاریخ آذربایجان، ج ۱، تهران ۱۳۳۹، ص ۱۵۲

8- آذربایجان و آران، دکتر عنایت الله رضا

9- محسنی، محمد رضا 1389: پان ترکیسم، ایران و آذربایجان، انتشارات سمرقند، ص 31