راز یک جعبه کفش

سپتامبر 11, 2010

زن وشوهری بیش از 60 سال بایکدیگر زندگی مشترک داشتند. آنها همه چیز را به طورمساوی بین خود تقسیم کرده بودند. در مورد همه چیز باهم صحبت می کردند وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز: یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند ودر مورد آن هم چیزی نپرسد.

در همه این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد وپزشکان از او قطع امید کردند. در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع ورجوع می کردند پیر مرد جعبه کفش را آوردونزد همسرش برد.

پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده است که همه چیز را در مورد جعبه به شوهرش بگوید. پس از او خواست تا در جعبه را باز کند . وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی ومقداری پول به مبلغ 95 هزار دلار پیدا کرد پیرمرد دراین باره از همسرش سوال نمود.

پیرزن گفت :هنگامی که ما قول وقرار ازدواج گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید او به من گفت که هروقت از دست توعصبانی شدم ساکت بمانم ویک عروسک ببافم.

پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت وسعی کرد اشک هایش سرازیر نشود فقط دو عروسک در جعبه بود پس همسرش فقط دو بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود از این بابت در دلش شادمان شد پس رو به همسرش کرد وگفت این همه پول چطور؟پس اینها ازکجا آمده؟

پیرزن در پاسخ گفت :آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک ها به دست آورده ام.

ارسالی از آسیه برادران

یک بسیجی شهرستانی میره تهران به راننده تاکسی میگه : اقا میدان امام حسین بلدی؟

ژوئیه 18, 2010

ک بسیجی شهرستانی میره تهران  به راننده تاکسی میگه : اقا میدان امام حسین بلدی؟؟راننده میگه : بابا من خودم بچه امام حسینم !!!!رفیقمون اشک تو چشم هاش جمع میشه میگه : علی اصغر تویی چقدر بزرگ شدی

عملیات تروریستی امروز بلوچستان نتیجه این بی عدالتیها و ظلمهای دیروز در بلوچستان است (تیراندازی به چهار نوجوان روستایی بلوچ)

ژوئیه 16, 2010

تیراندازی به چهار نوجوان بلوچ  
این جنایتی است که در تاریخ 27 خرداد 1387 نیروهای رژیم در روستایی از سرباز بلوچستان مرتکب شدند . زمانی که نیروها برای تفتیش خانه ای به روستا می رسند در منزل مردی وجود نداشته و چهار نوجوان از ورود نیروها به خانه جلوگیری می کنند و می گویند که الآن مرد وجود ندارد بعدا مراجعه کنید ولی افسر زابلی خشمگین می شود ولی زمانی که استقامت نوجوانان بلوچ را می بیند دستور تیراندازی می دهد و وقتی که بقیه افراد روستا به طرف نیروها حمله می کنند با بجا گذاشتن یک خودروی خود پا به فرار می گذارند ولی با گذشت دو سال هنوز این جنایتکاران معرفی و محاکمه نمی شوند و تنها کاری که دولت   در قبال اینگونه جنایات انجام می دهد این است که جنایتکاران را بعد از ارتکاب جنایت به جای دیگری منتقل می کند .

http://www.youtube.com/watch?v=15liYSKYUmU&feature=player_embedded

جناب شهرام امیری، یعنی فکر می کنی مردم ایران اینقدر هالو هستند که داستان شما را باور کنند!

ژوئیه 15, 2010

آقای شهرام امیری، یعنی مردم ایران ببخشید اینقدر هالو هستند که داستان شما را باور کنند. کسی که ربوده می شود، آن هم توسط سیا که قوی ترین دستگاههای ردیابی و جاسوسی دنیا را در اختیار دارد، بعد به این راحتی می تواند از زندانهای سیا فرار کند، و چند ویدیو را در اینترنت منتشر کند. ظاهر جنابعالی هم نشان می دهد که وضع تغذیه شما در این مدت نه تنها بد نبوده است، بلکه بسیار بهتر از دورانی بود که در ایران تشریف داشتید. جناب شهرام امیری، این را بدان که ما هالو نیستیم که این داستان ساختگی ات را باور کنیم.

جنابعالی از پرونده هسته ای ایران می خواستی سوء استفاده کنی و با تماس برقرار کردن با عده ای و گفتن اینکه اطلاعات مفیدی در مورد پرونده هسته ای ایران داری، توانستی ویزای آمریکا و پناهندگی در آن کشور را بگیری. اما متأسفانه در نقشه هایت یادت رفته بود چگونه خانواده ات را از ایران خارج کنی و یا شاید هم فکر می کردی جمهوری اسلامی اینقدر هالو است که کاری با خانواده ات نداشته باشد و آنها را تحت نظر نگیرد. لابد در هنگام طرح ریختن با همسرت فکر می کردی آنها نیز یکی دو ماه بعد از رفتن او براحتی می توانند از ایران خارج شوند. در ضمن آقا شهرام، خوب زمانی را برای خروج از ایران و وارد شدن به آمریکا انتخاب کردی، دقیقاً در حول و حوش زمان انتخابات و آشوبها که کمتر مورد توجه رسانه ها قرار بگیری. ای کاش، بخاطر کاری که کرده بودی تا آخرش ایستاده بودی، اما متأسفانه دوری از همسر و تنها فرزندت نتوانست به مسیرت ادامه دهی. از آن طرف هم به یقین می دانستی که دیگر روی همسر و فرزندت را نمی بینی، چون مطمئن بودی جمهوری اسلامی اجازه تکان خوردن به آنها نمی دهد. به همین خاطر تصمیمت را عوض کردی و به فکر ریختن پلان دیگری در جهت عکس برای بازگشت به ایران گرفتی. ای کاش در پلان جدیدت یک رژیم لاغری می گرفتی، تا لاغرتر و ضعیفتر از زمانی که در ایران بودی به نظر می رسیدی، تا بگونه ای نشان دهی، تحت شکنجه بوده ای و دوران سختی بر شما گذشته است. اما گویا جنابعالی شکمو نیز تشریف داشتی و نتوانستی جلوی خودت را در خوردن غذهای چرب و گرم بگیری.

من برای سادگی ات و اینکه اینقدر جوان ساده ای بودی که به این راحتی زندگی ات را بر فنا دادی ناراحتم، مطمئن هستم آینده خوبی در انتظارت نیست. جمهوری اسلامی زرنگ تر از این حرفها است که داستان شما را باور کند. البته در این موقعیت، جمهوری اسلامی نیز می خواهد از این آب گل آلود، ماهی خود را بگیرد و کمی با داستان سازی شما حال کند و به آمریکا فشاور بیاورد، ولی بلاخره این روزها خواهند گذشت و این داستان تمام خواهد شد. آن روز است که زندگی بر شما تیره و تار خواهد گشت. جمهوری اسلامی شما را به جرم جاسوسی و پناهنده شدن به آمریکا محاکمه خواهد کرد، اما حکم اعدام شما با طناب دار نخواهد بود، بلکه بوسیله یک تصادف ساختگی و یا مانند دکتر مسعود علی محمدی در کوچه و یا خیابانی با یک بمب به زندگی شما خاتمه می دهند و بعدش هم تقصیرش را می اندازند به گردن آمریکا. پس جناب شهرام امیری از خدا دعا کن که این روزها زود سپری نشوند، که آینده بسیار تاریک است

خدمت آقای متکی: برزیل به خاطر دادن رأی منفی به قطعنامه حذف شد

ژوئیه 2, 2010

آقای متکی تیم ملی برزیل به خاطر دادن رأی منفی به قطعنامه حذف شد. حرف حساب!

من هم جن هستم

ژوئن 21, 2010

من هم جن هستم، عنوان یک صفحه تازه تأسیس شده فیسبوک برای مقابله و مبارزه با ژاژ گویی های اخوندهای ولایت فقیه است كه در اقدامی كاملا غیر اخلاقی و تنها برای اختلاف انداختن بین مردم ایران، كردها را جن پنداشته و امیزش و معامله با انها را بر مبنای حديثى از امام صادق نهی كرده اند. با عضو شدن در این صفحه فیسبوک به مبارزه با ژاژگویی های آخوند های ولایت فقیه بپیوندید و سیاستهای تفرقه آمیز ولایت وقیح را بایکوت کنید

http://www.facebook.com/editprofile.php?sk=interests#!/group.php?gid=131878903502375&v=info

دعوت انجمن علمی فقه و حقوق از دانشجویان برای بحث در زمینه جن بودن کردها یکی از فرمایشات امام ششم شیعیان

ژوئن 19, 2010

رسوایی و فضاحت رژیم اسلامی ایران ، حد و مرزی ندارد . سطح شعور و میزان نگرش آنها تا به این حد است که به ملتی با سابقه بیش از ٨ هزار سال تاریخ و مدنیتی بقدمت مزوپتامیا ، که صد ها دانشمند جهان پیرامون آن نوشته اند ، بشیوه یی بسیار خصمانه اینگونه به تبلیغ ادامه میدهند که در روزنامه هایشان معکوس است

مژده دهید که بوی آزادی می آید: فریادهای بلند الله اکبر شهرک مرزدارن نوید فردای سبزی را می دهد

ژوئن 11, 2010

مردم با شرف مرزداران تهران همراه با بقیه مردم تهران یک صدا فریاد الله کبر سر دادند. اشک های شوق در چشمانم حدقه زده است. فریاد آزادی خواهی ما بلاخره ضحاک را به خاک خواهد کشاند. مژده دهید که بوی آزادی می آید

یک حدیث نایاب از پیامبر اسلام: هر کس از دسترنج خود بخورد مانند برق از پل صراط خواهد گذشت

مه 17, 2010

در 1400 سال پیش  یعنی 1200 سال قبل از اختراع برق توسط ادیسون، پیامبر اسلام صحبت از سرعت برق کرده اند!!!!! بسیجیهاش صلوات…

آقای جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، این شما هستید که باید محاکمه شوید/از چنگال عدالت مردم ایران نمی توانید فرار کنید

مه 15, 2010

آقای جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، زمان محاکمه شما در همین دنیا فرا خواهید رسید. آن روز را می بینم که با لباسهای راه راه زندانیان پشت صندلی محاکمه نشسته اید و باید پاسخگوی خونهای به ناحق ریخته شده باشید. آقای دادستان ظالم، باید پاسخگوی خون فرزاد کمانگر، معلم بی گناه باشید. آقای دادستان باید پاسخگوی اشک مادران ما باشید. قبل از آنکه به فکر محاکمه رئیس جمهور محبوب ما، جناب آقای مهندس موسوی، باشید بهتر است یک نگاهی به پرونده اعمال خود بیندازید که باعث و بانی چه خونهای بیگناهی بوده اید. آقای دادستان، مردم دلیر کردستان روز پنجشنبه مشت محکمی بر یاوه گویی های شما و اربابت، سلطان علی خامنه ای، دادند؛ آیا کور بودی و این مشت محکم را ندیدی؟ آقای دولت آبادی، دادستان ضحاک، هیچ ظالمی از چنگال عدالت جوانان ایران، جان سالم به در نخواهد برد. روز محاکمه شما و سران کودتا نزدیک است. بزودی همه شما باید پاسخگوی ملت ایران باشید. مطمئن باش، آن روز خواهد آمد.